ماجان

۱۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «قرارِدل» ثبت شده است

-

گفته بودی که؛ بیایم چو به جان آیی تو

من به جان آمدم اینک تو چرا می‌نایی؟


عراقی

  • مهسا محمدی

مرا بشنو از دور، دلم می‌خواهدت...

  • مهسا محمدی

دارم چَشمی

گریان به رهَش

روز و شب بشمارم

تا بیاید..

تا بیاید..

  • مهسا محمدی

یک بار گفته‌ام. هزار سالِ دیگر هم بگذرد همین را می‌گویم که دلتنگی برای تو به من فهماند که من هیچوقت دلتنگِ کس دیگری نبوده‌ام و نیستم.

  • مهسا محمدی
رفیقم، به این فکر می‌کنم زمانی که تو آرام آرام داشتی مسیر زندگیت را به سمت دیگری کج می‌کردی من داشتم با پای خودم قدم در اشتباه‌ترین مسیر ممکن می‌گذاشتم که تهش شکست بخورم بعدها به تو برسم و در یک چنین شبی بگویم که تو درست‌ترین و بهترین تصمیم زندگی منی بی‌شک.
  • مهسا محمدی

تو

مردمکِ چَشمِ منِ مهجوری..


فروغی بسطامی



yelena bryksenkova

  • مهسا محمدی

چشم‌ها هزار حرف نزده و‌ هزار قصه‌ی نگفته دارند.

  • مهسا محمدی



  • مهسا محمدی

کدوم کوه و کمر بوی تو داره یار ..

کدوم کوه و کمر بوی تو داره یار ..

کدوم کوه و کمر بوی تو داره یار ..

  • مهسا محمدی

عطر و بوت عالم‌گیره

من بی‌تو دلتنگ ناهی نایی

  • مهسا محمدی