ماجان

۱۳ مطلب در دی ۱۳۹۵ ثبت شده است

برادر بیقراره

برادر شعله‌واره

برادر غرق خون‌ه 

برادر کاکلش آتشفشونه


برادر دشمنم خونخواره امشب

هوای خونه ظلمت‌واره امشب

  • مهسا محمدی

منی که همه کابوس‌هایم آوار است، فرو ریختن و بوی خاک و‌خون است، درست لحظه شنیدنِ خبرِ ریختنِ آوار روی صدها نفر فرو ریختم، نشستم زمین و هنوز که هنوز است بعد از دو ساعت نتوانسته‌ام بلند شوم، دارم خون گریه می‌کنم و ای خدا ..

  • مهسا محمدی



There is Something inside that they can't get to ,that they can't touch. it's yours. Hope

The Shawshank Redemption - 1994

  • مهسا محمدی

 

من میخوام تا آخر دنیا تماشات بکنم

من میخوام تا آخر دنیا تماشات بکنم

من میخوام تا آخر دنیا تماشات بکنم ..

 

 

 

  • مهسا محمدی

از نشونه‌های خوشبختیم همین بس که کسایی رو دارم توی زندگیم هرکدومشون من رو با اسم‌های مختلف صدا میکنند. که من برا تک‌تک این اسم‌ها میمیرم؛ ماجان، مه‌سا، ماهی، مستان و...

  • مهسا محمدی

یک بار گفته‌ام. هزار سالِ دیگر هم بگذرد همین را می‌گویم که دلتنگی برای تو به من فهماند که من هیچوقت دلتنگِ کس دیگری نبوده‌ام و نیستم.

  • مهسا محمدی

دلم برات تنگ شده.

  • مهسا محمدی
رفیقم، به این فکر می‌کنم زمانی که تو آرام آرام داشتی مسیر زندگیت را به سمت دیگری کج می‌کردی من داشتم با پای خودم قدم در اشتباه‌ترین مسیر ممکن می‌گذاشتم که تهش شکست بخورم بعدها به تو برسم و در یک چنین شبی بگویم که تو درست‌ترین و بهترین تصمیم زندگی منی بی‌شک.
  • مهسا محمدی
در گل بمانده پای دل جان می‌دهم چه جای دل
وز آتش سودای دل ای وای دل ای وای ما

- مولانا
  • مهسا محمدی

هزار و یک نفری به جنگ با دلِ من، برای این همه تن چه کنم؟

  • مهسا محمدی