ماجان

ماجان

سینه‌ی تنگ من و بار غمِ او هیهات

موضوعات
بوده یاد تو ، هوای تو ، قرار من همیشه
پربیننده ترین مطالب
پیشنهاد

خرم آن روز کز این منزل ویران بروم.

سه شنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۵۷ ق.ظ

روز شیرینی رو گذروندم. روزی که می‌تونست تلخ باشه، سخت باشه اما نبود. تلخ و سخت نبودنش بازی بخت و اقبال نبود. برای اینکه روز گذشته روز شیرینی باشه برام، نه تنها یک سال گذشته که خیلی‌ بیشتر از این‌ها صبوری کردم و طاقت آوردم. شب‌های زیادی با گریه از سرگذشت، روزهای زیادی به تنگ اومدم اما وایسادم، جنگیدم و پس گرفتم. سهمم رو از زندگی، حقم رو از خونواده، روزهای آسودگیم رو از گذشته. چیزی که باید مال من میشد و همه می‌خواستن از چنگم دربیارن با چنگ و دندون نگه داشتم. حالا تو دست‌های منه. نگاهش می‌کنم و از خودم راضی‌ام. خسته‌ام اما نفسم آسوده‌ست. بیشتر قدردانم و بهتر ازش مراقبت می‌کنم. رویای روزهایی رو در سر دارم که اولین و سخت‌ترین قدمش رو برداشتم و تنها از خودم ممنونم. از خودم ممنونم که کم نیاورد، سر خم نکرد، گریه کرد اما دست برنداشت، شکست اما از نو ساخت، از نو بلند شد، زمین خورد، ادامه داد، دویید و امروز رسید. تموم شد. حالا با خیال راحت می‌تونم بنویسم که این هم تموم شد و من هستم هنوز. زنده و محکم‌. با رویاهام که مهم‌ترین دارایی‌ام هستند. تموم شد.

  • ۹۷/۰۵/۲۳
  • مهسا محمدی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">