ماجان

ماجان

سینه‌ی تنگ من و بار غمِ او هیهات

موضوعات
بوده یاد تو ، هوای تو ، قرار من همیشه
پربیننده ترین مطالب
پیشنهاد

چهار - هیجانی ناخوشایند همراه با بیقراری

يكشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۰۳ ق.ظ

پشیمانم که مدت طولانی از شما بی‌خبر بودم. حالا که خیلی ناگهانی ساعت یک/ دو شب نگران شده‌ام و حتی نمی‌شود تماسی بگیرم و حالتان را بپرسم دارم به چند روز اخیر فکر می‌کنم و علت سکوت و دوری‌ام. شاید منتظر بودم شما چیزی بگویید یا می‌خواستم بدانم چقدر صحبت کردن‌های گه‌گاهی با من برایتان اهمیت دارد.

این قرارداد‌های مسخره را اولین بار چه کسی برای ما تعیین کرد؟ اصلا چه اهمیتی دارد من اول حرف بزنم یا شما؟ شما ده بار زنگ بزنید و من دو بار. اول من حالتان را بپرسم یا شما حال مرا. فکر می‌کردم همیشه از این قراردادهای الکی، قانون‌های مسخره و پنهان‌کاری‌ها و سیاست‌های به دردنخور درامان بوده‌ام اما امشب فهمیدم که من هم ناخواسته آلوده‌ش شده‌ام. نه به آن شدت و جدیت ولی می‌توانستم زودتر از این‌ها با شما صحبت کنم چه بسا که شب‌های زیادی دلم خواسته بود و به همان دلایل مسخره خودم را منع کرده بودم.

البته فکر می‌کنم این شاید تنها علتش نباشد. شاید عدم صمیمیت کافی باعث می‌شود گاهی فکر کنم نکند مزاحم باشم؟ یا نکند کار دیگری را به صحبت کردن و وقت گذراندن با من ترجیح دهید.

درهرحال نگرانی امشبم باعث شد بدانم که برایم مهم هستید و هم تلنگری بود تا یادم باشد شجاعت نشان دادن واقعیت مهسا را به شما داشته باشم. امیدوارم حالتان خوب و روبه‌راه باشد و نگرانی من هم بی‌مورد. بی‌صبرانه منتظر فردا هستم.

  • ۹۷/۰۵/۲۱
  • مهسا محمدی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">