ماجان

یک مغز ندارم. دو تا دارم. یکی متجدد و مدرن، اون یکی سنتی و عقب مونده. اون مدرنه به آزادیت احترام میذاره، از گذشت و بزرگواریش سرمسته، با ظرافت از خودش شعور و درک نشون میده. اما اون یکی می‌خواد که فقط مال من باشی، حاضر نیست تو رو با کسی شریک شه، با اولین زنگ تلفن ناآشنا از جا میپره، با یک صورت‌حساب رستوران نامعلوم هزار جور فکر و خیال میکنه، با کوچکترین تغییر عطری تو هم میره، وقتی دوباره ورزش رو از سر میگیری یا لباس نو میخری نگران میشه، شب‌ها وقتی تو خوابی لبخندت براش مشکوکه، از فکر اینکه یک زن دیگه ببوسدت، که کسی بازوشو دور گردنت بندازه، که پاهای کسی زیر بدنت باز شه حاضره دست به قتل بزنه... یک خزنده‌ای در ته وجودمه، با چشم‌های زرد و نافذ و همیشه هوشیار که هرگز آروم نمی‌گیره، این منم ژیل، این هم منم. حتا با کلاس‌های فشرده و دو هزار و پونصد سال تعلیم و تربیت، نمی‌تونی از عشق این جنبه‌ی حیوونی و غریزیش رو جدا کنی.


| اریک امانوئل اشمیت |

  • مهسا محمدی

نظرات (۲)

وقتی این دو سه تا بریده رو خوندم ازش، در جا شروع کردم به خوندن این نمایشنامه... ممنون برای معرفی و از این به بعد چیزایی که معرفی کنی میره توی لیستم :)) 

اوج این نمایشنامه برای من جایی بود که ژیل اعتراف می کنه: مرد ها بیشتر هوس آزادی دارند تا قصد استفاده از آن. بیشتر این آزادی را در طیقه ای از ویترین خصوصیشان حفط می کنند تا از آن بهره ببرند... یه جورایی همیشه ته ذهنم بهش فکر میکردم اما تا حالا نتونسته بودم بیانش کنم چون کلماتش رو پیدا نمی کردم!

شنیدم یه اجرای فارسی هم با بازی نیکی کریمی داشته که توی تلویزیون پخش شده، واجب شد بگردم دنبالش :))
پاسخ:
به به چه کامنتی خوشحالم باعث خیر شدم. ممنونم :)
اوهوم خیلی جالب بود تعبیرش.
امبرتواکو داستان مینوشت..ژاک دریداداستان مینوشت
اشمیت داستان مینوشت.
نیچه.کافکا.سلین.موراکامى.کوندرا
به داستان نویسى وصحبت کردن باشخصیتهاى داستانى روى آوردند..
چون فلسفه تنهایى عمیقى براشون آورده بود.
تازه چندوقت پیش یه جمله ازبراتیگان شنیدم که گفته بود:
کلى داستان نوشتم تا تونستم شعربنویسم
یعنى بعدازشخصیتهاى داستانى تازه رسیده به مرحله باخودش حرف زدن
میدونى چرااینارونوشتم
اشمیت خانواده اى بى خداداشت
ولى یه کتاب داره به اسم موسیوابراهیم وگلهاى قرآن
که همیشه بااومدن اسمش نمیدونم چرایادتنهایى این قبیله میفتم..
معذرت میخوام 
پرحرفى شد..
پاسخ:
خواهش میکنم :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی