ماجان

آدم نمی‌تونه قسمتش رو عوض کنه. تو هم قسمت منی. جسم‌هامون هرگز به هم تعلق نخواهند داشت ولی روحمون مال همدیگه‌ است. تو در اعماق وجود من جا داری، من در اعماق وجود تو جا دارم، هر دومون اسیریم. حتا وقتی جسما مرد من نیستی، در خاطرات و رویاها و آرزوها مرد منی. این‌جوری منو به خودت وابسته کردی. ممکنه بتونیم از هم جدا بشیم ولی دیگه نمی‌تونیم همدیگه رو ترک کنیم. تمام این روزهایی که نبودی، باز هم تمام فکر و ذکرم پیش تو بود، شریک غم و غصه‌ام بودی. عشق به یک مرد معنیش چیه؟ اینکه علی‌رغم خودش، علی‌رغم خودت و‌ علی‌رغم همه چیز و همه کس دوست داشته باشی. یعنی عشقت به کسی وابسته نیست. تمام امیال و حتی نفرت‌هاتو دوست دارم، وقتی عذابم میدی دوست دارم، عذابی که زجرم نمیده، که بلافاصله فراموش می‌کنم، عذابی که ازش نشانه‌ای باقی نمی‌مونه. این تحملیه که باعث میشه از تمام موانع با قدرت و محکم عبور کنی، در غم و شادی. قبل از اینکه بخوای منو بکشی دوستت داشتم، بعدشم دوستت دارم. عشق من به تو مثل یه غده ا‌ست. یک توده‌ایه در مغزم که دیگه نه میتونم درش بیارم نه عوضش کنم. جزئی از تو در درون منه. من نشونه‌ی توام، تو نشونه‌ی منی، هیچ‌کدوم بدون دیگری نمی‌تونیم وجود داشته باشیم.


| اریک امانوئل اشمیت | 

پی‌نوشت : این شکلی دوستت دارم.

  • مهسا محمدی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی