ماجان

بعد از اولین روز کاری رسیده‌ام خوابگاه و با همه شلوغی و خستگی و دردِ شانه، سرپا هستم. خوشبختی مگر چیست؟ جز انگیزه‌ای که آدم را به تکاپو برمی‌خیزاند. خوشبختی اگر بوی برنج دم کشیده‌ی پیچیده در آشپزخانه و چایی با عطر گل‌ ‌محمدی نیست پس چیست؟ آهنگی که می‌خواند؛ «کاشکی چون برگ نیلوفر بشم من، با سر انگشت تو پرپر بشم من» نیست، پس چیست؟ خوشبختی اگر صدای خنده‌ و شیطنت‌های کارن وقتی بلند بلند خاله صدایم میکند؛ نباشد، پس چیست؟ خوشبختی همان فرصت‌های کوتاه کتاب خواندن در مسیر اتوبوس است. اگر پیام تبریک عزیزترین استادم برای اولین روز کاری نباشد پس چیست؟ خوشبختی اگر تلاش و دویدن و ذوق کردن و لذت بردن از همه اینا نیست پس چیست؟ خوشبختی همه این‌هاست به اضافه عشق تو که در سینه‌ام می‌جوشد، قد می‌کشد، بزرگ می‌شود. خوشبختی یاد توست که همیشه با من است، خوشبختی تویی که دارمت، میانِ تک‌تک اجزای وجودم، میان همه لحظه‌های زندگیم.

 

 

  • مهسا محمدی

نظرات (۱)

ما که همه ی خوشبختیات آرزومونه خب خوش خنده ترینم :)
پاسخ:
شما عزیز منید :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی