ماجان

شب‌های بسیاری دلم خواسته چیزی بگویم، بنویسم یا برایت بخوانم. صد بار؟ هزار بار؟ چرا نگفته‌ام؟ چرا ننوشته‌ام؟ چرا برایت غزل نخوانده‌ام؟

دریغا یار من! دریغا! کی این اندازه از من دور شدی که ندانستم؟ کی از دستانم رها شدی و رفتی که نفهمیدم؟

نزدیک‌ترین همدمم، رفیقم کی از من گریختی که پا به پای گریزت نتوانستم بیایم و بگویمت که نرو، که بمان ..

دریغا پاره‌ی تن! کدام شامگاهان تو را بی‌آنکه بخواهم از من دور کرد که غریبه شدی آشنای دلم؟

کجا از من گریختی و دل مرا رماندی ..

بی‌هوا و بی‌راه و بی‌چاره و درمانده‌ام کردی و نماندی

کجایی که صدایت کنم؟ به کدامین سویی که نمی‌بینمت؟ کجایی که بیابم‌ات ، بویت را از کدام بادِ رهوار بخواهم؟ کجا بیابم‌ات؟ کجا به جستجویت بیایم، راه نشانم بده، گم شده‌ام، بی‌تو مانده‌ام، درمانده .. جان به لب، تو کجایی؟


  • مهسا محمدی

نظرات (۱)

  • پیمان محسنی کیاسری
  • با دیدن نیم فاصله‌ها حدس می‌زنم که به نگارش اهمیت می‌دین؛ پس اگر این طوره بگم که علامت‌هایی مثل ویرگول یا نقطه ویرگول و علامت‌های سوال و تعجب بدون فاصله می‌آن و بعد از اون‌ها یک فاصله می‌خوره.
    مثلاً اصلاح شده نوشته شما: «جان به لب، تو کجایی؟» یا «برایت بخوانم، صد بار؟ هزار بار؟»
    چون دیدم در همه نوشته‌هاتون یک فاصله قبل از این علامت‌ها قرار می‌دین! گفتم بهتره بگم. پوزش.

    پاسخ:
    خیلی ممنونم از توجهتون چشم :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی