ماجان

بعضی صفاتی که آدم‌ها مختص خودشان می‌دانند درواقع شاملِ حالِ همه می‌شود. یکی چنان با آب و تاب می‌گوید من همیشه آرامم، من هیچوقت عصبانی نمی‌شوم ولی وای از روزی که عصبانی بشوم. من هیچوقت نمی‌روم من همیشه تحمل می‌کنم ولی وای از روزی که بروم برای همیشه می‌روم. من فراموش نمی‌کنم ولی اگه فراموش بکنم همه چیز برایم تمام شده است. می‌خواهم بگویم اینها ویژگی‌های معمولی همه‌ی آدم‌هاست آنقدر با افتخار جار نزنید. یک چیزی تعریف شده است به نام آستانه. همه آدم‌ها تا یک جایی کظم غیظ بلدند بعدش وقتی به آن آستانه رسیدند خشمگین می‌شوند. همه آدم‌ها تحمل می‌کنند، سازش می‌کنند اما وقتی بریدند دیگر آن طناب بریده شده و با شتاب از همه کس و همه چیز دور می‌شوند. همه آدم‌ها وقتی به آستانه رسیدند وقتی لبریز شدند، خشمگین می‌شوند، دور می‌شوند، می‌بُرند، می‌روند، خسته می‌شوند فراموش می‌کنند.. تمام می‌شوند. آدمی که بعد از هزاران شب این پا و آن پا کردن و جنگیدن به نتیجه‌ی رفتن می‌رسد قطعا تصمیم به بازگشت ندارد که دلش را خونین و پاره از سینه اش می‌کند و می‌اندازد دور. کسی که با جان کندن دل به فراموشی می‌دهد حاضر نیست ذره ذره کم شدنِ طاقتِ جان بیقرارش را دوباره با دوره کردن -چمیدانم خاطره یا حتی خودِ آن شخص- تکرار کند. خواهر من، برادر من، هیچکدام اینها نشانه خاص بودن نیست، اینها معمولی ترین ویژگی‌های لعنتی و خانمان سوزِ تعریف شده برای انسان است.

  • مهسا محمدی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی