ماجان

صدای پاهایی روی شن‌های خیابان باغ می‌آمد. صدای پاها به ایوان که می‌رسید قطع می‌شد و از نو ادامه می‌یافت و زری چشم بر هم گذارده بود و احساس می‌کرد که مثل یک انار مکیده همه شیره جانش را از تنش بیرون کشیده‌اند. حس می‌کرد یک ماری آمد و از گلوی او پایین رفت و روی قلبش چنبره زد و نشست و سرش را شق گرفت تا او را نیش بزند و می‌دانست که در تمام عمر این مار همان جا روی قلبش چنبره‌زنان خواهد ماند و هر وقت به یاد شوهرش بیفتد آن مار نیش خود را به سینه‌اش فرو خواهد کرد.

 

سیمین دانشور

  • مهسا محمدی

نظرات (۱)

ماجان یعنی چی؟!
پاسخ:
یعنی مانند ماه هم معنی مه سا :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی