ماجان

کتاب را که باز کردم به خواندن ، صفحه‌ی اولش سیمین نوشته بود « به یاد دوست، که جلال زندگیم بود و در سوگش به سووشون نشسته‌ام »  این جمله را دیدم و خدای من چقدر قشنگ ، چقدر تاثیرگذار ، چقدر دلچسب و دوست داشتنی .‌که بارها برمی‌گردم و جمله را می‌خوانم و چنان به جانم می‌نشیند این جمله‌اش ، این شروعش و این اندازه مهری که می‌بارد از کلمه‌هایش . راستی کاش آدم بیان‌اش و قلم‌اش و تفکرش آنقدر توانمند باشد و بعد ثمره تلاش‌ها ، خونِ دل خوردن‌ها ، بیداری‌ها ، زحمت‌ها و مشقت‌هایش را تقدیمِ عزیزجانش بکند ، عزیزی که هم دوست باشد ، هم همراه ، همسر ، عشق و همه چیز. 

  • مهسا محمدی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی