ماجان

پارسال این موقع‌ها نبودی ، امسال هم نیستی ، آنقدر غریب است نبودنت که باورم نمی‌شود . خودت باورت می‌شود ؟ پارسال نبودی و من این اندازه از آینده ترس نداشتم.هر کسی دارد تعطیلاتش را جایی سپری می‌کند، من تنها توی خوابگاهم و شعر می‌خوانم ، صدایم را ضبط می‌کنم و هیچ غمگین نیستم از تنها بودنم ، اما همه‌ی غم‌ام این است که سال بعد کجا قرار است باشم ؟ که دورهای سخت تنم را می‌لرزاند ، که دورتر از این طاقت نمی‌آورم .. که دلم می‌خواهد همین‌جا باشم ..تنها ولی همین‌جا.. همین تهرانِ شلوغِ دوست داشتنی‌ام.. که کمی آنسوتر از من تو هستی ، از سنگفرش‌ها رد می‌شوی ، توی کافه‌ها موکای محبوبت را می‌خوری و وقتی باران بر سر شهر می‌بارد یادِ شب‌های بارانیِ پونک می‌افتی درحالی که من اینجا قدم می‌زنم و گلچهره گوش می‌دهم ..

  • مهسا محمدی

نظرات (۲)

فدای دلت شم من... :(
پاسخ:
:***
سرم گرم نوازش های اون بود ..
پاسخ:
که خوابم برد و کوچش رو ندیدم :(
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی