ماجان

اسم تو را صدا می‌زنم همیشه . صدایت می‌کنم هر روز ، هر شب ، همه وقت . حالا که نیستی هم صدایت می‌کنم .حواسم پرت می‌شود گاهی به اشتباه جای برادرم ، خواهرم گاهی به جای دیگران، اسم تو را صدا می‌زنم . یا آرام توی دلم اسم‌ات را صدا می‌زنم و به آهنگِ صدایم بعد از هجای اسمت گوش می‌دهم. یادم می‌آید آن اوایل که اسم‌ات را شنیده بودم برایم غریب بودی ، یواشکی صدا می‌زدم به گوشم عجیب می‌آمد خنده‌ام می‌گرفت . بعدها کم‌کم عادت کردم به صدا کردنت ، به هجی کردن اسم‌ات زیرلبم ، به آرام آرام زمزمه کردنت ، یاد گرفته بودم هرطوری که دلم خواست صدایت بکنم ؛ آرام ، بلند ، بامعنی ، شاد ، پرشور ، محزون . اسم‌ات را صدا می‌زدم و یادگرفته بودم برایم غریب نباشی. قشنگ بود اسمت .. فهمیده بودم راستی اسمت چقدر قشنگ است و حواسم نبوده اصلن .یا وقت‌هایی که صدا می‌زدمت و می‌دانستی حرفی ندارم. تو فهمیده بودی که فقط باید جواب بدهی و نپرسی چه می‌خواهم . هیچ چیز نمی‌خواستم . جز اسمت . دلم می‌خواست مدام اسم‌ات را بگویم ، سیر نمی‌شدم .. سیر نمی‌شوم از گفتنش . از آرام گفتنش ، از بلند گفتنش ، از داد زدنش ، موقعی که نفسم از گریه بند می‌آید از بی‌امان گفتنش سیر نمی‌شوم. از بی‌پروا گفتنش . توی شب‌هایی که سیاهی همه جا را می‌گیرد ، غم از دلم زبانه می‌کشد ، توی نیمه‌شب هایی که درد جانم را احاطه می‌کند اسم تو آرامش من است. یاد گرفته ام اسمت را صدا بزنم . طوری صدا بزنم که آرامم کند . غریب نیستی . اسمت غریب نیست دیگر . حالا می‌دانم هرجای دنیا هم که بروی ، هرجایی که باشی اسم‌ات هنوز مال من است .. روی لب‌های من است. حالا که صدایت می‌کنم و نمی‌شنوی ، حالا که صدایت می‌کنم و جواب نمی‌دهی هم مال من است همیشه مالِ من بوده است.

  • مهسا محمدی

نظرات (۱)

اینو بذارم کانالم :(
پاسخ:
بذار :*
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی