ماجان

ماجان

سینه‌ی تنگ من و بار غمِ او هیهات

Currently Reading : شوری در سر
Currently Watching : Shameless

موضوعات
بوده یاد تو ، هوای تو ، قرار من همیشه
پیشنهاد

.

چندین و چندباره میآیم اینجا، صفحه را باز میکنم و چیزی نمیگویم. چندباره زبانم میخواهد بچرخد برای گفتن چیزی اما خیلی زود منصرف میشوم. چه بگویم آخر؟ مثلن بنویسم دلتنگم؟ بنویسم عمرِ خوشیهامان کوتاه، غمهامان چرا انقدر جولان میدهد؟ بنویسم درست است به روی خودم نمیآورم اما ته دلم خیلی میسوزد؟ بنویسم دستِ کوتاهم از همهی ریسمانها و چارههای دنیا دیگر بریده و خسته شده؟ بنویسم فکرِ هزار کار ناتمام، هزار آرزوی نشده، هزار حسرتِ بردل مانده آتش بر جان شده؟ از خندههای ماسیده بگویم؟ از بی‌چاره‌گی و تحمل بگویم؟ از طاقت طاق شده؟ از روزهایِ ملال‌انگیز؟ از خاطرِ مکدر تابستان بگویم؟ بگویم عصرگاه دلم گریان پی خاطره‌ای نه خیلی دور دویده بود. تو از خودت بگو. من حالِ نگفتنی زیاد دارم ...

  • مهسا محمدی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی