ماجان

درست توی روزهایی که زندگی ناامیدانهترین رویش را نشانم داده ، نشستهام و به صدای خودم گوش میدهم ، چند وقت پیشها شعر شاملو را دکلمه کرده بودم .. روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد .. بغض میکنم ،از اینکه همیشه به امید اصرار کردهام که بماند و حالا من کنار تن زخمی امیدم نشستهام و از شنیدنِ روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است گریهام میگیرد. کنار همه ترسهایم ، از ناامیدی بیشتر از همه چیز میترسم و از روزی که مهربانی با زیبایی یکسان نشود.

  • مهسا محمدی

نظرات (۱)

ای کاش طبیبی برسد حاذق و عاشق

احوال عمومی دلم سخت خراب است

سبک نوشتارتون زیباست . حداقل از نظر منی که سال هاست لابه لای اشعار کهنه و نو از زندگی میگم ...
خوشحال میشم به وبلاگ منم سر بزنید ، شاید از فضای اونجا خوشتون اومد .
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی