ماجان

چقدر از اطرافیان شنیده‌ام ، چند بار توی کتاب‌ها خوانده‌ام ، چقدر این کلمه از وقتی به دنیا آمده‌ام توی گوشم پیچیده ؛ دلتنگم ! اما میدانی هی با خودم فکر کردم و فهمیدم من توی زندگی‌ام دلم فقط برای یک نفر تنگ شده ، یعنی تازه فهمیده‌ام دلتنگی واقعی طعمش چه شکلی است ، دقیقن چه بلایی سر دل می‌آید . فهمیدم همه این وقت‌هایی که کسی گفته دلم برایت تنگ شده و من گفته‌ام من هم عزیزم . یک " منم همینطور" ِ مسخره‌ای بوده که محض خالی نبودن جواب گفته‌ام . وقت ‌هایی که نبوده‌ای ، وقت‌هایی که دلم برایت تنگ بوده ، بلایی سرِ دل آمده که فهمیده‌ام من هیچوقت هیچ زمانی دلتنگ کسِ دیگری نبوده‌ام و این بلای مهیب دلتنگی را تو سرم آورده‌ای. هی فکر کردم تا یادم بیفتد به جز تو به چه کسی گفته‌ام دلتنگم ؟ واقعن هیچکس. یکبار بهت گفته بودم موقع به کار بردن جمله‌ها چقدر وسواس به خرج می‌دهم ،مثلا وقتی به کسی می‌گویم عزیزم که واقعا عزیزِ من باشد . تصور کن آن شب زمستانی را که با دلتنگی از خواب پریدم و برایت نوشتم دلتنگم ، چه بلایی داشت سرِ دلم می‌آمد ؟ یا وقتی صدایم را نمی‌شوی و مجبورم به خودم بگویم دلتنگم دلتنگم دلتنگم . و برای بلایی که سرِ دلم می‌آید گریه سر دهم .. فکر میکنم به منحصر به تو بودنِ این حس و گریه‌ام می‌گیرد ، از تصور تمام نشدنی بودنش گریه‌ام می‌گیرد . از شبیخون‌های وقت و بی‌وقت‌اش . حالا که دلتنگم .. حالا که معلوم نیست چند وقت دیگر آرام می‌گیرم..

  • مهسا محمدی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی