ماجان

چه کسی خبر از آینده دارد ؟ امشب هی این جمله را پیش خودم زمزمه کرده ام . راستی چه کسی خبر دارد؟ کنار دیوار روی تختم ، توی تاریکی دراز کشیده ام . پارسال دقیقا آن ورِ دیوار بودم یعنی اتاق بغلی مان . توی خوابگاه . نمی خواهم از پارسال و امسال بگویم . یعنی حوصله آسمان و ریسمان بافتن ندارم . می خواهم بگویم پارسال اسفند بود توی تاریکی دراز کشیده بودم . و الان هم اسفند است . یعنی یک سال گذشته است. آدم چه خبر دارد آخر ؟ یک روز یک اسمی را می شنوی.همین .فقط می شنوی. بعدش سرت را می گذاری روی بالش تخت می خوابی . سال بعد همان اسم وردِ آشنای لب هایت می شود. سال بعدش نمی توانی سرت را بگذاری و تخت بخوابی. سال بعدش ناخودآگاه یادت می افتد پیش خودت می گویی چه بر سرم آمد.آخ.

  • مهسا محمدی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی