ماجان

تا عصر کلاس داشتم . از صبح در حال دویدن بودم . از این کلاس به آن کلاس ، از انتشارات دانشگاه به کتابخانه ، از کتابخانه به دپارتمان و بعد حسابی خسته بودم ، میدانستم که خسته ام ولی ساعت را نگاه می کردم هنوز تا شب خیلی وقت داشتم ، بنابراین پیشنهاد دوستم را برای پیاده روی رد نکردم . غروب بود که رسیده بودم خوابگاه ، فکرم درگیر بود ولی خسته بودم و خستگی اجازه هیچ کار و فکر اضافه ای به من نمی داد ، گوشی دستم بود و وسط حرف زدن با دوستم چرت میزدم ، اصرار داشت که از کلمه هایم معلوم است حالم خوب نیست اما خستگی نمیگذاشت به چیزی فکرکنم .

صبح زود بیدار شده بودم ، توی سرویس هم خوابم برده بود ، و فرصتی نداشتم برای فکر کردن ، توی بیمارستان نشسته بودم روی صندلی و به گوشی ام نگاه میکردم که صدایم کردند ، خانوم محمدی کیس جدید آمده ، پا شدم بغلش کردم و رفتیم توی اتاق ، فرصتی برای فکرکردن نداشتم ، دوستش داشتم و به چشم های گرد قشنگش نگاه می کردم و ازش میخواستم توپ ها را داخل سبد بیندازد ، فرصتی برای فکر کردن نداشتم ، موهای نرم ولطیفش را میزدم کنار گوشش و از او میخواستم دست هایش را نشانم دهد ، برایش دست می زدم ومی خندید ، چهل و پنج دقیقه تمام شده بود و باید می رفتم سراغ کیس بعدی ، فرصتی برای فکر کردن نداشتم . ساعت دوازده ونیم سرویس آماده حرکت بود ، حالا نه خوابم می آمد و نه کاری داشتم ، فکر بلاخره یک جایی گیرم انداخته بود ، چشمانم بسته بود و محمدرضا علیمردانی داشت توی گوشم میخواند : دلِ دل دل دلِ تنگم .. انگار دل منه که داره میشکنه .. صبور و بی صدا هر لحظه با منه .. ! فکر ها محاصره ام کرده بودند و توی ترافیک بودیم . گویا از این همه حس که تو عالمه .. سهم منو دلم احوال تلخمه .. سرویس پر بود از آدم هایی که می شناختندم و میدانستم نباید گریه کنم . رسیده بودم خوابگاه و خسته بودم ، دوباره توانسته بودم خودم را رها کنم .. خوابم می آمد . حالا دو ساعتی ست که بیدار شده ام و هنوز محمدرضا علیمردانی میخواند .. و من میدانم که کلی کار و ترجمه دارم و نباید فرصتی برای فکر کردن داشته باشم.

  • مهسا محمدی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی